![]() |
![]() |
|
| "خوشبختی" داشتن دوست داشتنی ها نیست؛ دوست داشتن داشتنی هاست |
|
می روم ٬ تا گم شوم چو یکی قطره اشک گرم در لابلای دامن شبرنگ زندگی می روم ٬ که در سیاهی یک گور بی نشان فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی « فروغ فرخ زاد »
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 1:0 توسط احمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گیرم که در باور تو به خاک نشسته ام و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایت زخم است...با ریشه چه می کنی؟!!! گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای؛ پرواز را علامت ممنوع می زند...با جوجه های بنشسته در آشیانه چه می کنی؟!!!
گیرم که می زنی...گیرم که می بُری...گیرم که می کشی.......با رویش ناگزیر جوانه چه می کنی؟!!! من احمد دانشجوی مهندسی کامپیوتر به همراه فاطمه(خواهرم) دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت(بازرگانی) ؛ مدیریت این وبلاگ رو بر عهده داریم... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
احمد فاطمه ستوده |
|
RSS
|